۱۳۸۷ خرداد ۳۰, پنجشنبه

امان از من و تو

امان از من و تو، شعری است به طنز در انتقاد از رفتار سیاسی ایرانیان، گویی که این شعر را در هر سالی از این یکصد سال می توانیم بخوانیم.
هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو؟
یا چه کردیم به هم، جان برادر من و تو؟
سعی کردیم به ویرانی کشور من و تو،
که اف بر تو و من باشد و تف بر من و تو
هر دومان مایه ننگیم، امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم، امان از من و تو
از همان اول، ما و تو به هم رنگ زدیم
وز سر جهل به هم حیله و نیرنگ زدیم
سنگ برداشته بر کله هم سنگ زدیم
گاه تریاک کشیدیم و گهی بنگ زدیم
من و تو بس که دبنگیم، امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم، امان از من و تو
مستبد گشتم و تو باز مساوات شدی
یا که من صاحب ثروت شده تو لات شدی
اعتدالی شده مخلص، تو دموکرات شدی
الغرض من چو تو لات و تو چو من لات شدی
باز هم بر سر جنگیم، امان از من و تو
من و تو هر دو جفنگیم، امان از من و تو
من به عنوان وکالت، تو به عنوان دگر
جلب کردیم بسی فایده زین مردم خر
نشد از ما و تو حاصل به کسی غیر ضرر
بلکه گشت ایران از روز نخستین بدتر
ما هم افتاده و لنگیم، امان از من و تو
من و تو خیلی جفنگیم، امان از من و تو
ای برادر تو خری، من ز تو خرتر بالله
بهتر از ما و تو دانی چه بود؟ خر، بالله
خر به چاله ننهد پای مکرر بالله
زین خریت ها ویران شده کشور بالله
ما به فکر خر لنگیم، امان از من و تو
من و تو خیلی جفنگیم، امان از من و تو

هیچ نظری موجود نیست: